فرشته آسماني من

خوش اومدي

سلام نفس مامان.... ایندفعه که برات مینویسم میدونم که تو وجودم هستی....روز ٨ عید فهمیدم که بعد این همه ناز کردن اومدی تو دل مامان نشستی......چی برات بگم از اون روز که تا خودت نچشی درک نمیکنی چی میگم.... صبح که بی بی چک گذاشتم و خط دوم ظاهر شد اول فکر کردم اشتباه میدیدم نیم ساعت تو خونه راه میرفتم نگاه میکردم به بی بی چک نگاه میکردم....بعد به بابا اس ام دادم که بیا مامان ببر آزمایش وقتی زنگ زد صداش میلرزید....بعدش رفتم آزمایش و مطمئن شدم تو اومدی تو دلم جا خوش کردی نه من طاقت آوردم نه بابا به همه گفتیم و همه تبریک میگفتن....خیلی حس خوبی بود فقط خدا رو شکر میکردم...دعا میکردم که این لذت قسمت همه اونایی که نی نی میخوان بکنه..... هفته&nbs...
21 فروردين 1391

انتظار

سلام ني ني قشنگ من.....نميدونم الان تو دل مني يا پيش خدا....؟؟؟؟ امروز ساعت 5 معلوم ميشه كه اومدي پيش مامان يا نه؟خداكنه كه اومده باشي....نميدوني بابايي چقدر انتظارت ميكشه..... عزيزم تو دل مامان باش..........!!!!از خدا بودنت خواستم ميخوام كه پيشم باشي..... خداياااااااااا....... عزيزم منتظرممممممممممم
12 دی 1390

دلتنگي

سلام عزيز دلم..... عزيزم من همچنان منتظر تو هستم.....اما نميدونم خدا كي تو رو به من ميده....حتما بايد صبر كنم تو حسابي قوي بشي بعد بياي تو دل من.....ني ني قشنگ من بايد قوي باشه تپل باشه....قربونت برم..... نميدوني بابايي چقدر دوست داره تو زودتر بياي....خيلي دوست داره....زودتر بيا كه من بتونم باخبر اومدن تو خوشحالش كنم.... ني ني مامان واسه من و بابايي دعا كن......
26 آذر 1390

عشق ماماني

سلام عزيزم..... ما از كربلا برگشتيم....واي خدا چه جايي بود....عالي بود....ايشااله بازم قسمت بشه بريم....ني ني خوشگلم باشه باهم بريم..... جمعه بله برون خاله شيوا بود دعا كن كه خوشبخت بشه خاله مهربونت.....ماه شده بود خالت.... تو رو از امام حسين خواستم.....از اون جا تربت آوردم كه كامت با تربت امام حسين باز كنم..... بيا پيش مامانيييييييييييييييييي.......
6 آذر 1390

ني ني قشنگم بياااا

سلام ني ني ي قشنگم ....... بازم مامان تنهاست و بابايي رفته ماموريت.....اما اگه تو پيشم باشي كمتر احساس تنهايي ميكنم... قشنگم بيا تو دل مامان شايد اين سردردهاي لعنتي ماماني خوب بشه..... براي مامان دعا كن كه سرش خوب بشه و واسه هميشه از اين سردردا راحت بشه..... اگه خدا بخواد خاله شيوا داره عروس ميشه....عزيزم واسه خاله مهربونتم دعا كن كه خوشبخت و سلامت باشه هميشه..... واسه بابايي هم دعا كن كه تو كارش موفق باشه و هميشه سلامت....   دوست دارم قشنگ مامان..... ...
17 آبان 1390

نفس من

سلام به روی ماهت عزیزممممممم..... مامانی چند روزه تنهاست بابایی رفته ماموریت....تا دوهفته دیگه من و بابایی و مامان مینا و بابا امیر و خاله شیوا میریم کربلا..... بی صبرانه اومدنت تو دلم انتظار میکشممممممممم و بابایی هم وقتی باهم راجب تو حرف میزنیم برق خوشحالی رو تو چشاش میبینمممممممممممممممممممم زودتر بیا تو دل مامانی تا لذت مادر بودن بچشممممممممممممممممممممممممم ...
11 آبان 1390

بدون عنوان

سلام نفس من....میبینی تو هنوز نیومده چقدر عزیزی؟؟؟؟؟ عزیزم زودی بیا تو دل مامانی.... من و بابایی منتظر اومدنت هستیم.... خاله شیوا هم میاد بعضی اوقات اینایی که من برات مینویسم و میخونه مطمئنم خیلی دوست داره برات یک کاموا خوشگل انتخاب کردمامان مینا هم داره برات میبافه که وقتی اومدی و خوابت برد بکشم روت که سرما نخوره نی نی قشنگ من برای اومدنت و سلامتیت و صالح بودن دعا میکنم..... دوستت دارم نفس مامان ...
4 آبان 1390