فرشته آسماني من

سونو گرافي

عزيز دلم سلام... چهارشنبه رفتم سونو گرافي و ديدمت الهي من قربونت برم....بابايي نبود رفته بود ماموريت با مامان مينا رفتم اونم اومد تو اتاق ديدت... خيلي لحظه خوبي بود خانم دكتر همه جاتو بهمون نشون داد....دستات و پاهات و صورتت....من و مامان مينا اشك ميريختيم....البته تو دستت روي صورتت بود قربونت برم من....ولي بلاخره صورت قشنگت به مامان نشون دادي.....اصلا دلم نميخواست اون لحظه تموم بشه...شانس ما دستگاه سي دي خراب بود نشد واسه بابايي سي دي بگيرم...وزنت 450 گرم بود حسابي قوي شو مامان جونم.... ايشاله قسمت همه اونايي كه دوست دارن بشه .....و خدا به همه يه ني ني سالم بده..... خدايا شكرت به خاطر نعمت قشنگي كه بهم دادي...بهم توانايي بده بتونم خو...
7 مرداد 1391

نيمي از راه

سلام دخمل ناز من.....حالت خوبه؟ ديروز رفتم دكتر صداي قلبت شنيدم اي جانم قربونت برم.....ضرباتت رو هم حس ميكنم..... عزيزم نيمي از با هم بودنمون گذشت....از طرفي فكر ميكنم زود گذشت از طرفي هم دلم ميخواد زودتر بگذره بياي بغلم...... امروز من و بابايي داريم ميريم كيش....البته تو هم هستي ماماني....ايشاله دفعه ديگه كه بريم مسافرت تو توي بغلمي.... ديگه مامان مينا حسابي مشغول خريد كردن واسه تو....البته خاله شيوا نميدوني چه ذوقي داره...رفته برات يه صندل خريده....اينقدر نازه....دستش درد نكنه...ايشاله تو عروسيش جبران ميكنيم حسابي.... ماماني حسابي قوي شو و بزرگ.....عاشقتم خداي مهربونم مواظب دخترم باش.....خداي مهربونم شكرت به خاطر همه چي...... ...
26 تير 1391

تكون هاي قشنگ تو

سلام دختر قشنگم...عزيز دلم.... ديگه داري خودت به مامان نشون ميدي عزيزم.....تو شكمم مثل نبض ميزنه يا مثل ماهي ليز ميخوره الهي قربونت برم....نميدوني چه احساس خوبي به من ميده انگار همه دنيا مال منه.... خيلي دوستت دارم عزيزم ميدوني اين دوران رو فقط من و تو حس ميكنيم... هفته پيش با مامان مينا و خاله شيوا رفتيم بازار برات لباس خريدم دلم ضعف ميرفت وقتي تصورت ميكردم تو اون لباس ها....خاله شيوا نميدوني با چه ذوقي به لباسا نگاه ميكرد به مامان مينا ميگفت اينو بخر اونو بخر..... عزيزم واسه خالت خيلي دعاكن فرشته كوچولوي من.... شب ها با بابايي راجب اسمت فكر ميكنيم..بعضي شب ها هم بابايي باهات حرف ميزنه....ميشنوي عزيزم؟ من و بابا عاشقتيم.... ...
10 تير 1391

دخمل ناز من

سلام عزيز دل مامان..... امروز صبح با بابا رفتيم سونو....2 ساعت معطل شديم ساعتها برام خيلي كند ميگذشت....از استرس داشتم ميمردم صداي قلب خودم ميشنيدم....بابا هم دل تو دلش نبود....وقتي نوبتمون شد تورو توي مانيتور ديدم...الهي من قربونت برم....تو يه دختر نازي ماماني...خدايا شكرت...از همه مهمتر اين كه همه چي خوب بود تو سالم و سرحال بودي..... صداي قلبتم شنيدم بابايي هم شنيد با تمام وجود لبخند ميزد و خوشحالي رو از توي صورتش ميديدم..... عزيزم 27 خرداد هم تولد مامان بود امسال واقعا يه احساس خاصي داشتم و هزار برابر قدر مامان مينا ميدونم...... خدايا شكرت و هزار بار شكر كه تو سالمي ....وزنت 159 گرم و قد 17 سانتي متر .....عزيزم حسابي بزرگ شو و قوي...
30 خرداد 1391

روز پدر

سلام عزيز دلم...... امروز 14 هفته دو روز كه من و تو باهميم و من خيلي حس خوبي دارم...يه كم شيكم اومده جلو و اين نشون ميده كه تو داري رشد ميكني...عزيزم تا ميتوني بزرگ شو وقوي... هفته پيش رفتم دكتر و جواب سونوگرافي رو بردم.....خدا روشكر خانم دكتر گفت همه چي خوبه... خدايا صد هزار مرتبه شكرت......ميدوني ماماني خيلي كنجكاوم ببينم دخملي يا پسمل....برام فرق نميكنه چي باشي فقط ميخوام سالم باشي بابا مهدي هم همينو ميخواد....... 2 روز ديگه روز پدر....از همين جا من و تو به بابا مهدي روز شو تبريك ميگيم........ بابايي روزت مبارك ماماني مواظب خودت باشششش..... ...
13 خرداد 1391

روز مادر

سلام عزيزم....خوبي ماماني؟جات خوبه؟ الهي من قربون اون دست و پات برم....4 شنبه رفتم سونوگرافي دكتر بهم گفت زود اومدي قدت بايد بشه 45 ميلي متر...زودتر بزرگ شو عزيزم.... وقتي توي مانيتور ديدم چه حالي بودم ايشاله قسمت همه منتظرها بشه..... امروز روز مادر هست.... ايشاله سال ديگه تو توي بغلمي خودت برام بهترين هديه خدايي..... خدايا صدهزار مرتبه شكرت براي هديه قشنگي كه بهم دادي....خدايا كمكم كن اين راه رو به سلامت طي كنم ني ني قشنگم سالم و صالح بياد تو بغلم......خدايا خودت مواظب ني نيم باششششششششش....                        &nb...
23 ارديبهشت 1391

صداي قلب

سلام عزيز دلم.... هفته پيش 3 شنبه 29 فروردين با بابايي رفتيم دكتر البته مامان مينا هم اومد....وقتي نوبتمون شد مامان مينا نتونست بياد تو مطب خيلي ناراحت شدم.....اي جانم ماماني...صداي قلب قشنگت شنيدم البته 2 ثانيه....خانم دكتر گفت بيشتر از اين اذيت ميشي...بابايي رو هم صدا كرد اونم شنيد خيلي لحظه قشنگي بود...ايشاله 120 سال قلبت بزنه.... عزيزم فردا وارد هفته 9 ميشيم يعني ميريم تو سه ماه ايشاله اين روزا به سلامتي بگذره و تو بياي تو بغلم حسابي بزرگ شو و قوي.....
3 ارديبهشت 1391